نويسندگان

امروز با جوجه تیغی رفتیم نمایشگاه بین المللی و واسه اول مهر یه دوبسته کاغذ و 5 تا خودکارو یه مداد و یه جامدادی خوشگل لاک پشتی خریدم اسمشو گذاشتم لاکی خیلی خیلی نازه .الانم توی بغلم خوابیده خیلی دوستش دارم شبم می خوام باهاش کلی دردل کنممژه

هنوزم مثل بچه های اول ابتدایی وقتی دفتر کتاب می خرم انقدر ذوق می کنم که حد نداره انگار دنیا مال منهلبخند

امروز انتخاب واحد بود این ملت چقدر زبل شدن در فاصله 8 تا 8.15 همه واحد ها فول شدتعجب باز خدا پدر این دوست جون رو بیامرزه که شماره استاد رو داد گفت زنگ بزن ظرفیت ایجاد کنه. دستش درد نکنه اونم هر دو درسی که من نیاز داشتم رو حداقل 9 تا باز کرد منم انتخاب واحد کردم. ولی چقدر حرص خوردم و ترسیدم نکنه تو این شهر موندگار شم به خاطر 2 واحد.

شهریه ام 1920000 شد!آخ هر چی درامد دارم می ریزیم تو جیب دانشگاه آزاد.

[ ۱۳٩۱/٦/۱۸ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب