نويسندگان

امروز یه روز دیگه است و یه شروع دیگه 

همه چی رو ریختم دور و دیروز آخرین روز عزاداری بود و تمام. همه چی رو سوزوندم و خلاص.

یه تصمیم کبری دیگه هم گرفتم که امیدوارم اینبار دیگه زیرش نزنم.

خیلی محکم تر از قبل چهارچوب ها رو حفظ خواهم کرد.

می خوام به درس و کارم فقط بچسبم. باید پیگیر کار تهران باشم و دنبال یه پانسیون خوب. این ترم باید کارای سمینارمو انجام بدم تابستون باید حتما دفاع کنم. این روزای باقی مانده شهریور رو هم می خوام روی مقاله ام کار کنم.

دوباره از نو شروع می کنم می شم همون دختر با انگیزه - زرنگ و پر از هدف

ممس ارشد قبول شد البته احتمالا تکمیل ظرفیت.

[ ۱۳٩۱/٦/٢٢ ] [ ۸:٢۸ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب