نويسندگان

کوچه های خاکی... نفسی اجباری


سایه هایی بی سر در سکوتی واهی

عکس تو در دستم در اتاقی خالی

باز هم یاد تو ..باز هم بی تابی

اشک سردی در چشم باز هم ویرانی

بازهم خاطره ها, باز هم... تنهایی
 
 
 
 
[ ۱۳٩۱/٦/٢٢ ] [ ٥:٠۱ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب