نويسندگان

بالاخره استاد آخرین نمره ام رو هم رد کرد 19. و معدلم شد 19.08.

پدر می گه آخه زشته ما توی درو همسایه آبرو داریم آخه تو ارشد که دیگه 19 نمی شن فوقش 16!لبخند

جالبش اینجاست که ماموریت بودم و اصلا واسه تحویل پروژه نرفتم ساعت 12 تازه فهمیدم 12.30 تحویل هست و منم تهرانمنگران

فرداش استاد ایمیل زده بود شماره داده بود بهممتفکر که بهم زنگ بزن. زنگ که زدم گفت بالاترین نمره رو بهت می دم به شرطی که بیای هفته بعد بیای و این مقاله تو تکمیل کنی آخه موضوش خیلی خوبه و حتما یه جای خوب accept می شهیول کلی هم دروغ بافتیم به هم! ولی خدا رو شکر به خیر گذشت.مژه

[ ۱۳٩۱/٧/٢ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب