نويسندگان

عمه امشب شام فرستاده بود واسه منو جوجه تیغی . نمی دونم چطور به این عمه الهام می شه ما ناهار چی داریم همیشه از همون نوع غذا واسه شام می فرستهمتفکر  

منو جوجه هم دیدیم زشته ظرفشون خالی بمونه از دفعه اخری که از ماموریت اصفهان گز آورده بودم(البته از اداره سوغاتی دادن من که حوصله گز خریدن ندارم)  یه گز مونده بود دادیم رفت . اونم معلوم نبود تاریخش گذشته بود نگذشته بود الان حسابی سنگ شده!!

منم تازه از حموم در اومده بودم (به قول جوجه از اون هایی که از ته دل صورتمو می شورم) موهامم یه طرفی عین بچه های خوب شونه کردم چسبیده به کف سرم انگار کچلم.با اون تاپ نارنجی ضایغ این جوجه ام با اون پیرهن قهوه ایی (که من متنفرم)حسابی جلوی شوهر عمه ضایع کردیم!! 

ولی خودمونیم  این عمه هم یوایش یواش داره اشپزی یاد می گیره هامژه

[ ۱۳٩۱/۱/۱۸ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

بعد از حذف 2 سال از پست هام و خاطراتم توسط پرشین بلاگ بدون هیچ اطلاعی و اینکه بعد 2 ماه پیگیری پشتیبانیشون اصلا جوابگو نیست و حتی حاضر نیستند یک پشتیبان از داده ها بهم بدن کلا آدرس وبلاگ رو تغییر دادم به: http://sargozashtman.blogspot.com/ لطفا به وبلاگ جدیدم سر بزنید. ممنون. کاش هیچوقت هیچوقت هیچوقت به یک سرویس دهنده ایرانی اعتماد نمیکردم.
آمار و امکانات وب