نويسندگان

امروز مثلا امتحان فنی حرفه ایی مدیر سرویس دهنده داشتیم ساعت 9. از 7 که این جوجه تیغی منو از خونه برده بیرون که با هم بریم. تعجبیک ساعت تموم توی بارون و سرمای اول صبح توی خیابون ول بودم. 

تا خانم ها تشریف بیارن و جلسه شروع بشه و سیستم ها راه بیفتن شد 10 بعد تازه معلوم شد یکی از ممتحن ها یادش رفته امروز امتحانه رفته خونشون گرفته خوابیدهکلافه آقا حوصله هم نداره پاشه بیاد، دستور فرمودند امتحانو بندازن دوشنبه عصبانی

دوشنبه امتحان دارم توی دانشگاه امروزم مرخصیم الکی سوخت واقعا که باید از کادر دقیق و زحمت کش سازمان فنی و حرفه ایی نهایت تشکر و قدردانی رو داشت!!! که یه ذره واسه وقت مردم ارزش قائل نیستند.

شانس به خدا، حالا چی می شد دفعه قبل که ماموریت اصفهان بودم امتحان عقب می افتاد منم به امتحان می رسیدم.

[ ۱۳٩۱/۱/٢۳ ] [ ٦:٥٦ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب