نويسندگان

باز مستی طاقتم را تاب کرد ……………………………. جام دل را شوق می مشتاق کرد
بخت یارم شد که سرمستی کنم ………………………….. خویش را بیگانه از هستی کنم
عشق اسباب طرب را ساز کرد ………………………… ساقی آمد در برویم باز کرد
در برم بگرفت دستم جام داد …………… …………….. بوسه زان لعل لب گلفام داد
عطر می هوش از من دیوانه برد ………………………. دین و دل را خنده پیمانه برد
باده در پیمانه غوغا کرده است ………………………. شور در میخانه برپا کرده است
ساقی امشب لطف بی حد می کند ……………………… راه را بر زاهدان سد می کند
عرصه مستی است نی وعظ و بیان ………………….. نیست اینجا شیخ و زاهد را مکان
جام می رقصد به می مستانه وار ……………………. در هوای ساقی سیمین عذار
ساقی ما پیر هر آزاده است ………………………………. نسل اندر نسل ساقی زاده است
امشب از دستان او می میزنم ……………………………. جام با عشقش پیاپی می زنم

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب