نويسندگان

واقعا شانس خوب که می گن شانس منهاز خود راضی درست شب قبل امتحان پایانی من باید دختر عمو عقدشو بندازهکلافه نریم می گن چشمش برنداشت!

یکشنبه امتحان دارم درس اون استاد دیوانه ابله  اصلا هم حوصله ندارم بخونم. نمی دونم هر وقت تصمیم می گیرم این درس رو بخونم انواع و اقسام راه های وقت تلف کنی رو کشف می کنم!

یه پراید 131 هم از قرعه کشی همراه اول بردم باید برم از ایرانسل تحویل بگیرمشنیشخند واقعا بعضی ها مرض دارن ها!

از فردا نقاش کارشو شروع می کنه هفته بعد هم کابینت ساز می یاد و آخر سر هم کل خونه رو پارکت می کنیم و اگه خدا بخوا 14 - 15 خرداد دیگه اسباب کشی.

زود باید برم دنبال اینترنت که از نون شب واجب ترهزبان

حساب کردم ماهی یک میلیون و چهارصد هزار تومن باید قسط بدیمنگران خدا بزرگه یه کاریش می کنیم

[ ۱۳٩۱/٢/٢٩ ] [ ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب