نويسندگان

یه لیست از شخصیت های زندگیمو این وبلاگ بزارم فردا خودم یادم رفت کی به کیه حداقل اینجا نوشته باشمشون !

واسه هر کی می خوام یه اسم مستعار بزارم که اگه یه روزی خدایی نکرده وبلاگم لو رفت دیوار حاشا بلند باشهنیشخند

لبخند

جوجه تیغی دلم= تنها آبجیم که دو قلویم 

اوس مشنگ = دختر خاله

سیزده بدر=خودم

جینگول یا ل یا هاپو = بهترین دوستم که خیلی می دوستمش ارومیه است

مری= جز بهترین دوستام که خیلی داش مشتیه تبریزه

آرکیش = پسرم . البته اگه یه روز ازدواج کردم و اگه یه بچه داشتم اسمشو می زارم آرکیش. که امری کاملا محاله. چو اصلا توی این فازها نیستم و  مامانم همیشه می گه من تو رو به هیشکی نمی دم انقدر اخلاقت گنده که پسر مردم گناه داره اون دنیا نمی تونم جواب خدا رو بدمعینک

[ ۱۳٩۱/۱/۱۳ ] [ ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب