نويسندگان

همیشه برام سوال بود که چرا هر پسری می یاد طرف من اولش خیلی وحشتناک فقط و فقط دنبال ازدواج هستن بعد که اخلاقمو می دیدن دمشونو می ذاشتن روی کولشون و در می رفتنسوالمتفکر

جوجه می گه خیلی خیلی خیلی گند اخلاقیمژه

مامانمم می گه فکر می کنی کی هستی انقدر خودتو می گیری هیچ کس رو هم نمی پسندی یکی قدش کوتاهه یکی کفششو رو زمین می کشه اون یکی دکتری نداره اون یکی .....

دیروز یه خواستگاری غیر رسمی رو هم خراب کردمنیشخند

پسره بی چاره برگشت گفت من خیلی جدی این همه راه رو پاشدم اومد تا شرایطم رو به شما بگم اگه راضی شدید و منو قبول کردید ازدواج کنیم هنوز دهنمو باز نکرده برگشتید گفتید که "من که اصلا پسرای دهه 60 رو قبول ندارم کلا همشون بچه ان و به هیچ دردی نمی خورن!!"

منم پررو پررو برگشتم می گم الانم نظرم همینه مگه پسرای دهه 60 غیر این هستنیشخند شمام هنوز خیلی بچه اید فقط 29 سالتونه بهتره برید تا 39 سالگی هنوز خیلی وقت داریدعینک

هر چی می گفت منم زود می زدم توی ذوقش که من خیلی بدم می یاد...

ولی انصافا خیلی پسر مودب با شخصیت و آقایی بود توی پسرای دهه شصت واقعا استثنا بودلبخند

مامانم وقتی فهمید اینجوری بودعصبانی

می گه دست خودت نیست تو خیلی خودسر شدی خودت واسه خودت تصمیم می گیری تقصیر باباته که انقدر تو رو پررو کرده . بیچاره بابام چی کار کنه خبناراحت

[ ۱۳٩۱/۳/۱٥ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

بعد از حذف 2 سال از پست هام و خاطراتم توسط پرشین بلاگ بدون هیچ اطلاعی و اینکه بعد 2 ماه پیگیری پشتیبانیشون اصلا جوابگو نیست و حتی حاضر نیستند یک پشتیبان از داده ها بهم بدن کلا آدرس وبلاگ رو تغییر دادم به: http://sargozashtman.blogspot.com/ لطفا به وبلاگ جدیدم سر بزنید. ممنون. کاش هیچوقت هیچوقت هیچوقت به یک سرویس دهنده ایرانی اعتماد نمیکردم.
آمار و امکانات وب