نويسندگان

تا امروز سابقه نداشته من برم خرید ولی مانتو نخرم!!! نمی دونم مانتو ها خیلی بی ریخت شدن یا من خیلی مشکل پسندمتفکر

هیچ کاری واسه  پروژه ام نکردمنگران یه ماه دیگه ام تحویله. خیر سرم مقاله هم می خوام بدم.

آخه یکی نیست بگه قبل اینکه واحد برداری خب یه سوال کن ببین استادش گیره یا نه!

این همسایه ام امروز عروسیشه خفه کردن مارو با این ناری ناریشون! وسطشم هی صلوات می فرستن. نه به اون چیغ و داد نه به این از ته دل صلوات!

یه مدت بود تو شرکت حوصله کار کردن نداشتم همش می خوابیدم با چشمهایی بازعینک ولی از امرو حالم بهتر بود و بعد مدت ها کار مفید کردم!!!!

[ ۱۳٩۱/٤/٢٧ ] [ ۸:٥٢ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب