نويسندگان

من زنم! 
من زنم… 
بی هیچ آلایشی… 
حتی بی هیچ آرایشی! 
او خواست که من زن باشم … 
که بدوش بکشم،بار تو را که مردی! 
و برویت نیاورم که از تو قویترم ... 
آری من زنم... 
او خواست که من زن باشم ... 
همچنان به تو اعتماد خواهم کرد ... 
عشق خواهم ورزید ... 
به مردانگی ات خواهم بالید... 
با تمام وجود از تو دفاع خواهم کرد ... 
پشتیبانت خواهم بود... و تو ... 
مرد بمان! 
این راز را که من مرد ترم... 
به هیچ کس نخواهم گفت

[ ۱۳٩۱/٤/٢٩ ] [ ٥:٢۳ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

روز سیزده بدر 91 این وبلاگو ساختم واسه اینکه خاطراتمو از 24 سالگی بنویسم، فقط واسه دل خودم، روزی برگردم بخونمشون کلی خاطره برام زنده بشه. عاشق شعرهای می و مستی و میخونه ام. بزرگترین آرزوم اینه یه کلبه داشته باشم وسط جنگل و کنار شومینه بشینم و هر از گاهی چند تا هیزم بندازم توش و از پنجره بیرونو تماشا کنم که چطور بارون درخت ها و سبزه ها رو خیس می کنه و یه عالمه شکلات داغ بخورم. پدرم با ارزش ترین و عزیزترین فرد تو دنیاست واسم. 29 تیر 92 خدا بهترین همسر دنیا رو بهم هدیه داد.
آمار و امکانات وب