نويسندگان

چند روز بود هی میومدم اینجا بنویسم ولی یا قطع بود یا خطا میداد یا انقدر کند بود که اعصاب آدم رو له میکردعصبانیخلاصه قسمت نمیشد.

پنجشنبه با همسری میریم به سمت تهران و از اونجا با پدر و مامان میریم تبریز. بالاخره گوش شیطون کر میخوام تسویه کنم!نیشخند انشا.. که بدون هیچ مشکلی همه کارام ردیف بشه.

مقاله ام که اکسپت شده بود برم ببینم میتونم 2 نمره اش رو بگیرم یا خودشونو مسخره میخوان بکن. اگه بازی دربیارن مجبورم همونجوری تسویه کنم و قیدشو بزنن چون دیگه حس این همه راهو رفتن نیستنگران

همسری امروز بالاخره شماره این دانشگاه معتبر بین المللی حسن بقال که من توش کارشناسی گرفته بودم رو پیدا کرد!! نیشخندزبانروایتی بود که میگفت دانشگاه تعطیل و تبدیل به دبیرستان شده!!

منم به سختی دانشگاه ارومیه رو گیر آوردم شماره اش رو. هم دانشنامه لیسانس و هم کاردانیم آماده است فقط باید موقت رو ببرم و تحویل بگیرمشون.

خیلی خوشحالم مامان و پدر هم میان خیلی خوش میگذره. مادربزرگ خونه تبریزشو تخلیه کردن به زودی اسباب کشی میکنه خونه جدید. قرار بود 26 بره که فعلا گویا عجله ایی نداره البته بهتر ما دقیقا می افتاد روز رسیدن ما و قاطی پاتی میشد!!

مامان با ما میاد مشهد تا بعدا پدر و جوجه تیغی بیان اینجا و با هم برگردن. باید پاشم خونه رو تمیز کنم لباسهارو بشورم چمدون رو ببندم و ... کلی کار دارم و اصلا حال ندارم!!ناراحت

[ ۱۳٩٤/٢/٢۳ ] [ ٥:٢٦ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]

سرانجام به آخر هفته افسانه ایی رسیدیم!! و مقاله بعد از یک ماه و نیم  بدقولی های آقای دکتر مترجم، ترجمه شده به دستم رسید.

به استاد ایمیل زدم بررسی کنه اگه ok داد هزینه اش رو پرداخت کنم.

الان داشتیم با همسری ترجمه قبلی خودمو بررسی میکردیم

پایان نامه = end of letter!!!تعجب شما هم یاد بگیرید توی ترجمه هاتون به دردتون میخوره!!زبان

استاده دیوانه شده بود که این چیه اصلا یه بار خودت این رو خوندینیشخند

[ ۱۳٩۳/٩/۱٤ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

فروشگاهم بالاخره یه فروش داشت. اولین مقاله به قیمت 3000 تومن که 2600 به من میرسه! خیلی حال داد خداییشلبخند

بالاخره رفرنس های مقاله ام رو به 30 تا رسوندم با هر بدبختی بود و یه الگوریتم جیگر با استاندارد BPMN2 و نرم افزار BIZAGI طراحی کردم و بهش اضافه کردم. این بار استاد در جوابم گفت : خیلی خوبه بدیمش ترجمه کنیم. ولی دفعه قبل که رفرنس هام کم بود گفته بود: مقاله خوبه بدینش ترجمه کننخنده اصلا کشته مرده این نظر دادن های استادم اصلا به خودش کوچکترین زحمتی نمیده مقاله یا کار ادم رو نگاه نکنه انگار حوصله اشو نداره. دفعه قبلم که گفت خوبه بهش ایمیل زدم  که مطمئنی خوبه مطمئنی که جاییش نباید تغییر کنه؟؟!! تازه اونوقت نگاه کرده بود گفته بود که رفرنساش کمه و فلوچارت نداره و ... کلا راهنمایی در حد لالیگانیشخند

الان زنگ زدم به همون دکتر زبانه که استاد معرفی کرد و مقاله رو براش ایمیل کردم تا ترجمه کنه جواب اس ام اس منم خارجکی فرستاده یعنی که چی مثلا؟متفکر

به زودی مقاله من توی یک ژورنال بین المللی و معتبر چاپ میشه. پیشاپیش از تبریکات گرم و صمیمانه تون ممنونمزبانچشمک

امروز رفتم 18 تا تن ماهی از تعاونی خریدم همه همچین نگاه میکردن توی این مایه ها که این بیچاره ها فقط با تن ماهی زندگی میکنن!!

اگه این دختر عمو جان دست بکشه از سر کچل ما و این همه ماروو توی این گروه های وایبریش که همش حرف بد میزنن و زیادی + 18 هستزبان عضو نکنه خوشبختیمون کامل میشه!!نیشخند

کلا این چند روزی که روی مقاله ام کار میکردم خیلی خوب بود دیگه زود نمیخوابیدم تا ساعت 12 1 بیدار بودم اونورم از 6 و کاملا سرحال بودم. حس خوبی داشتم در کللبخند حالا دیگه باید به فکر جمع بندی و صحافی پایان نامه باشم.

[ ۱۳٩۳/۸/٧ ] [ ٥:۳٤ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

روز یکشنبه ساعت 14.30 بعد از کلی ماجراهای جورواجور دفاع کردم!خنده

ساعت 1 استادد راهنما میگه به مشاورت زنگ زدی اونم هر چی از دهنیش در اومد گفت که الان وقت خبر دادنه که یه ساعت مونده به دفاعتعصبانی کلی حالم گرفته شد ولی دفاع اومد.

همش سر جلسه دفاع با هم حرف میزدن کلی حواسمو پرت کردن.عصبانی

اول که رفتم استاد راهنما تحویل نمیگرفت بعد که فهمید پذیرایی هست و دست خالی نیستم یه نیم نگا به پایان نامه منم انداخت.

دست همسری درد نکنه سنگ تموم گذاشته بود همچین میز پذیرایی اساتید رو پر کرده بودن اومدن توی اتاق کف کرده بودن از اول تا آخرشو فقط خوردن.

از شانس تور دوچرخه سواری گذاشته بودن کل اتوبان پاسداران رو بسته بودن کلی همسری توی ترافیک الاف شد.

ولی حس راحتی ندارم نمی دونم چرا؟!! داوره ایراد گرفت کلی کار واسم درآورد میخواستم ببرم تحویل بدم تموم بشه ولی بازم کار دراومد حسش نیستناراحت

[ ۱۳٩۳/٤/۸ ] [ ٤:٢٦ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

چیزی نمونده تا یکشنبه، ساعت 12!! روزی که دفاع میکنم و از شر پایان نامه راحت میشمنیشخند

الان سه شنبه ساعت 6:20 عصره:

1- به استاد زنگ زدم گوشی رو برداشته میگه تو اگه دفاع کنی من پیر نمیشمخنده میخواستم بگم والا منم اگه دفاع کنم از دست تو راحت میشم خووووووعینک

2- 6 روز دیگه دفاع است و من هنوز پرینت پایان نامه رو به داور ندادم امروز داوره خودش زنگ زده به استاد راهنما که چی شد این پایان نامه!!!

3- هر چی زنگ میزنم داوره جواب نمیده اس دادم که بگو فردا کجایی جوجه تیغی پرینتشو برات بیاره

4- الان اس داده ساعت 8 شب زنگ بزن.

5- امروز حنا بندون دختر عمو جان پیرو مراسم 10 روزه عروسیش بود و جوجه تیغی گفته بود من که وقت ندارم پایان نامه ببرم بدم به استاد. خانم رفته قر بده 

6- درسته خیلی سربه سر این استاد راهنما گذاشتم ولی دستش درد نکنه خودش پا شده اتاق به اتاق راه افتاده امضا های تایید دفاع منو جمع کرده.

7- زد ام روز جمعه ساعت 10 صبح عقد میکنه

8- مامان اینا قراره با ما بیان مشهد ولی هنوز وقت نکردم خونه رو تمیز کنم خونه فجیحه وضعش وااااااااااااااااایgirl_cray2.gif

9- هنوز حتی یک بار کدهای شبیه سازی رو نخوندم اسلایدهام آماده نیست و پایان نامه ام متنش تموم نشده و رو هواست و یک سوال اینجا پیش میاد که من از چی میخوام دفاع کنم آیااااااااااااااااااااااااا؟!!!متفکر

10- میخوام مو به مو از وضع و حال این روزام بخونم تا بعد دفاع بیام بخونم یا حرص بخورم یا بخندم!!

11- دلم یه 6 ساعت خواب میخواد توی این هفته اصلا نتونستم بخوابم این فوتبالم که شده قوز بالا قوزنیشخند

[ ۱۳٩۳/۳/٢٧ ] [ ٥:۱۸ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

خسته ام کلافه ام بی حوصله ام و خوابم میاى...کلافه

دلم میخواد بخوابم و 2 هفته دیگه از خواب پاشمکلافه فکر اینکه صبح باز باید بلند شم برم سر کار اعصابمو له میکنه. یکی از فانتزی های زندگیم اینه که برم پیش خانم ط بگم آزمایشی من کی تموم میشه؟!! زحمت نکشید تمدیدش کنید من دیگه نمیامنیشخند امیدوارم خیلی زود یه کار خوب پیدا کنمافسوس

1 تیر عقد برادر دوست جونیهلبخند منم دفاع دارم وگرنه میرفتم ارومیه عقدش. انشا... عقد خودش حتما حتما میرم.

پایان نامه رو هوا تشریف داره و منم حس رسیدگی بهشو ندارمنیشخند 

از هر چی کولره متنفرم متنفرم متنفرم متنفرمکلافه از سرما بدم میاد خووووووووگریه

[ ۱۳٩۳/۳/٢٠ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز 14 خرداده از امروز 3 روز تعطیلی دارم.  صبح که از خواب پا شدم مجددا تصمیم کبری گرفتمنیشخند

آخر وقت جمعه کل پایان نامه ام تموم شده. از امروز روزی 10 ساعت مفید رو پایان نامه ام وقت میزارم البته با همکاری همسریچشمک مطمئنم که تموم میشه و جمعه شب همین جا میام پست میزارم!!

خب زبل خان بره سر پایان نامه اش تا جمعه شب!عینک

[ ۱۳٩۳/۳/۱٤ ] [ ٧:٥٤ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]

بالاخره تصمیم کبری گرفتم که 1 تیر 93 از پایان نامه ام دفاع کنم و شرش کم بهش!! دو روز پیش اسلاید هام تموم شد برای استاد فرستادم امروزم تصمیم گرفتم که متنش رو تموم کنم و براش بفرستم از فردا هم بشینم 1500 خط کدهای شبیه سازی رو بخونم و آماده دفاع بشم.

کم کم دارم استرس میگیرم کاش به خوبی و خوشی همه چی تموم بشه و یک نفس راحت بکشم بی خودی داره کش پیدا میکنهناراحت

هفته پیش همسری یه دوره رفت تهران منم رفتم و آلبوممون رو تایید کردیم رفت واسه چاپ و قراره از تبریز برگشتنی بریم همه چی رو تحویل بگیریم. 

[ ۱۳٩۳/۳/٩ ] [ ٧:٢۸ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز میرم تبریز که شبیه سازی پایان نامه ام رو تحویل بگیرم و پولشو بدم خداییش خیلی زور داره 600 بدی شبیه سازی 400 بدی پول بلیط بری تحویلش بگیریناراحت

بالاخره بعد 1 سال و نیم میخوام ببرم کتاب ریاضی کتابخونه دانشگاه رو تحویل بدم بدبخت پیر شد دست من!!! امیدوارم باشن. حساب کردیم سه میلیون و 600 جریمه اش میشه اون وقت خود کتاب 16 تومن قیمتشه کتابه هم مثل من متولد سال 66 هست انقدر درب و داغون و کثیفه. همون موقع هم که امتحان داشتم با دستکش یکبار مصرف ورقش میزدم بعد دیدم کثیفتر از این حرفاست کلا قید خوندنشو زدمسبز

مامانی دو روزه رفته پیش پدر و جوجه تیغی روابط حسنه شده و من از این بابت خیلی خوشحالم. امروز اونام میرن تبریز خونه عمه که همدیگرو اونجا ببینیم. اینجوری خیلی بهتر شد منم مادری رو میبینم و کادوی روز مادرشو میدم. برای مادربزرگ و عمه ام چای تشریفاتی و زعفران و نبات گرفتم.

این تعاونی کارخونه خیلی حال میده یه چایی 26000 تومنی رو به کامندا میده 18000 انقدر کیف کردم کیک آماده رو 1800!!! آدم همش دلش میخواد بره تعاونی خرید کنه. با "زد ام" (همکارم که شبیه دخترخاله ام هست!!) رفته ایم تعاونی همچین تند تند ادویه های مختلف مخصوص مرغ و ماهی و ... برمیداشتیم کف کرده بود می گفت مگه تو آشپزی میکنی این همه هم ادویه برمیداریمتفکر گفتم میخوام کسی اومد خونه ام کشو رو باز کرد ست ادویه هام ناقص نباشهنیشخند تو عمرم یکی رو انقدر قانع نکرده بودم!!!چشمک

همسری زنگ زده بهش مرخصی نمیدن بیاد منو ببره فرودگاه یه ریش پشمی میخواد بره ادارشون سخنرانی کنه گفتن به کسی مرخصی ندیدن مسخره کردن خودشونوعصبانی

 

[ ۱۳٩۳/۱/٢۸ ] [ ۸:٢۸ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]

چهارشنبه پسره نتایج شبیه سازی رو برام فرستاد استادم زنگ زده دوشنبه بیا واسه دفاعمتفکر بهش میگم نمی رسم کار دارم عروسیمه میگه اه بابا تو ام ... اگه روش میشد حتما می خواست بگه برو بابا تو هم خودتو مسخره کرده هر روز یه ادا می ریزی بیا دفاع کن برو گم شو دیگهخنده

اصلا حس پایان نامه نیست کاش زنگ نزنه پیگیر بشهناراحت

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢٤ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

چقدر بعضی ها بی انصافند اسم خودش رو گذاشته استاد، مدیرگروه ولی به تنها چیزی که ارزش نمیده دانشجوش هست. حتی به خودش زحمت نداد یک بار ایده من رو نگاه کنه. اون دکتری شبکه داره خیر سرش فقط کافی بود 5 خط خلاصه ایده منو بخونه تا بفهمه بهینه هست یا نه. چند وقته من دارم روش کار میکنم. فقط میخواد من دفاع کنم ظرفیتش باز بشه بازم دانشجو بگیره از هر چی استاد و دانشگاه و ... متنفرم. عصبانی

به زور و به دروغ با وعده نمره 19.5 مجبورم کرد بشینم کار کنم اینور سال دفاع کنم ولی دیروز که اشتباهی بهم زنگ زده بود گفت از 18 هست مال قبلی هارو هم کم میکنیم!!!

اون شبیه سازه هم برداشته ایده منو عوض کرده خودشم میگه من قول نمیدم بهینه بشه اصلا دو تا چیز بی ربطو میخوام با هم مقایسه کنم معلومه که بهینه نمیشه به منم هیچ ربطی نداره اگرم سعی کنم 20 اسفند تحویل میدیم استادم یگه 21 دفاع کن آخه میشه؟ من کی اون نتایج رو مستند کنم ؟ کی تایید تو و امسال تو رو بگیرم؟

[ ۱۳٩٢/۱٢/۱٥ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز استاد زنگ زد می خواست به یکی دیگه زنگ بزنه اشتباهی به من زنگ زده بود!! واسه خالی نبودن عریضه پرسید چه خبر؟

منم از فرصت استفاده کردم گفتم استاد جریان این نمره پایان نامه چیه؟ گفت از 18!! در حالی که خودش گفته بود اگه تا عید بیای از 19.5 حساب میکنیم از این حرکتاش خیلی بدم میاد. دیگه حسی برای ادامه ندارم سال بعد هم از 18 هست الانم از 18 هست منم که تموم نکردم هنوز توی فصل یک گیر کردم ترجمه مقاله هام تموم نشده. ایده ام رو که این پسره دستکاری کرده اصلا نمی دونم چی شده، چی باید بنویسم

شبیه سازیم رو هواست پسره گفته 4 شنبه یعنی 21 اسفند شبیه سازی رو میخواد تحویل بده همون روزم من دفاع دارم!!! حتی فرصت ندارم اون اطلاعات شبیه سازی رو وارد پایان نامه ام بکنم. به نظرم خیلی احمقانه است کارم.

من شهریه رو دادم تا شهریور فرصت دفاع دارم الان بیام با یه پایان نامه ناقص برم اونجا خودمو مسخره همه کنم که چی بشه. حتی خودم نمی دونم موضوع پایان نامه ام دقیقا چیه. اگه نمره از 19.5 بود فوقش 2.5 نمره هم کم میکردن ارزش داشت ولی حالا از 18 پاشم یه چیز بی سرو ته ام بگیرم دستم این همه راه پاشم برم اونجا بشم اسباب خنده

مامانم میگه نرو دفاع واجب نیست توی این اوضاع عوضش بیا ورزش کن شکمت آب بشه آخه لباس عروسم تنم نمیره دیگه، چاق شدمgirl_impossible.gif

توی کارخونه ام مشکل دارم نمیدونم اجازه بدن برم 3 روز واسه دفاع یا نه. هنوز کسی استخدام نکردن باید به اون تحویل بدم از 28 کارخونه تعطیله. انقدرم کار برام تعریف کردن.

[ ۱۳٩٢/۱٢/۱۳ ] [ ۸:۳٧ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

الان من اینجوریم دقیقا 396320_shout.gif 720_dash1.gif نزدیکم نیاید خطریم ناجور!

دوهفته دیگه میخوام دفاع کنم الان به استادم میگم نظرتون در مورد ایده من چیه؟ میگه ایدت چی بود؟؟!! یعنی تنها کاری که از دستم برمیاد720_dash1.gif

ایده دادم رستم و سهراب این پسره میخواد آبگوشت واسم شبیه سازی کنه!!!عصبانی آخه پسر خوب ایده من در مورد روش جدید بازیابی خطا هست میخوام ببینم کارا هست یا نه اگه تو بیای توی شبیه سازیت احتمال وقوع خطا رو 0 در نظر بگیری اونوقت ایده من اون وسط چی کارست؟؟؟ جیگر بغل دست کلاه قرمزی؟!!396320_shout.gif 

میگه بیا یه کم ایده رو عوض کنیم میگم خب بگو شروع کرده ایده یه بنده خدای دیگه رو میگه به من میگه همینو بردار اونوقت موضوع اون کل و هم فرق داره با کار من!!

حالا که اینطور شد پایان نامه خر است!!12920_blum1.gif

منم نشستم پست میزارم وب گردی میکنم هیچ کاری هم باهاش ندارمقهر

شیطونه میگه آستین بالا بزنم خودم شبیه سازی کنم671020_diablo.gif ولی خدا رو شکر من به حرف شیطون گوش نمیدم آخه حاج خانومم!!!

[ ۱۳٩٢/۱٢/۸ ] [ ۸:٢٥ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

نمیدونم چرا همه دم رفتن من یادشون افتاده روال ها رو مکانیزه کنن!!!عصبانیهر شب تا ساعت 8 باید بمونم کارخونه چون یه عده دیگه زورشون میاد کارشونو درست انجام بدن باید بمونیم گندهای اونارو جمع کنیم. 3 روزه عرضه اشون نشد 4 تا سطر رو توی یه جدول 8 ستونه Insert کنن! هر دفعه یه ایراد جدید اونو درست میکنن یه گند دیگه می زنن حالا خوبه کدهای اصلی رو خودم نوشتم بهشون دادن وگرنه معلوم نبود چی کار میکننکلافه

امروز زنگ زدم همچین داد میزد کم مونده بود منو فحش بده اصلا اعصاب و اخلاق نداره این مردک دیواننه ولی بالاخره مجبورش کردم حرف منو قبول کنه و وب سرویس رو راه بندازیم!! خجالتم نمیکشه اسم خودشو گذاشته برنامه نویس ارشد بعد بهش میگم وب سرویس منو کال کن داد میکشه من بلد نیستم تو عمرم وب سرویس ندیدم انجامم نمی دم به من ربطی نداره... وب سرویس دیگه چیه تعجب خب بلد نیستی آقای برنامه نویس ارشد که چند میلیونی حقوق میگیری با 15 سال سابقه کار که ادعات گوش فلک و پرکرده برو یاد بگیر بلد نیستی حداقل انقدر وقیحانه برخورد نکن.

ولی خیلی از خودم حال کردم اصلا عصبانی نشدم انقدر با آرامش جوابشو دادم که اخر خودش کم آورد دیگه آخراش ایراداتشو گردن میگرفت و آروم حرف میزد.[تصویر: 212919_4chsmu1.gif]

خدا آخر عاقبت مارو بخیر کنه دم رفتنی بد نونی توی دامنم گذاشتن.

امروز ح (دیگه بهش رئیس نمیگم از چشمم افتاده ازش بدم میاد![تصویر: 212919_4chsmu1.gif]) میگفت از اول عیدم میای که کارا را بیفته!! گفتم پشت گوشتو دیدی منو دیدی. من 6 فروردین عروسیمه 5 فروردین میام اینجا واسه تو سیستم راه میندازم آره جون عمه ات!قهر

خیلی نگرانی زود نیروی جانشین معرفی کن کار هارو تحویل بگیره البته اگه عشق و عاشقی سر پیری امون بدهعصبانی

دفاع پایان نامه ام مونده همش اضافه کار اجباری. از صبح 7 تا 8 شب کارخونه، شب تا صبح هم خونه بیدار بمون پایان نامه کار کن. ولی دوست دارم اینجور زندگی رو الان خیلی بیشتر احساس خوشبختی می کنم کلا وقتی سرم انقدر شلوغه که وقت سرخاروندن ندارم خیلی راضی تر هستم. همیشه باید تا خرخره کار رو سرم بریزه مثل ای روزا. خیلی می دوستملبخند

[ ۱۳٩٢/۱٢/٧ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

دیروز Ts ایمیل زد دفاع کرده ! اونم با نمره 19.25تعجب واقعا خوشحالم براش اونم خیلی درگیر بود بنده خدا. فقط نمی دونم کی نوشت کی آماده کرد کی شبیه سازی کرد کی وقت کرد دفاع کنه. 

خوش به حالش من 3 هفته دیگه میام همین جا توی همین وبلاگ پست می زارم بالاخره دفاع کردم با نمره 19.5!!! برام دعا کنید لطفا تنبل تشریف دارم[تصویر: 408019_hanghead.gif]

امروز تصمیم دارم بشینم 30 صفحه ایده ام رو توضیح بدم.[تصویر: 176719_47b20s0.gif](عاجغ این شکلکم خفن) دیروز استاد زنگ زد گفت زود بیا دفاع کن از سال بعد نمره از 18 هست تا نمره تغییر نکرده زود بیا دفاع کن. منم کلی انگیزه گرفتم ولی می خوام اینبار دیگه تصمیم کبری بگیرم.

این Ts هم جواب ایمیلمو نداد فایلهاشو برام بفرسته منم زود سرو ته اشو جمع کنم.

من میتونم شک ندارم! کائنات عاشقتم!چشمک

[ ۱۳٩٢/۱٢/۳ ] [ ٦:۱٦ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

الان استاد زبل خان (استاد غ) بهم زنگ زده که چه خبر؟!! 

بهش گفتم مقاله و مستندات رو فرستادم واسه دانشجوت که قیمت شبیه سازی بده اونم نامردی نکرده 700 قیمت میده ؟!! چه خبره مگه همین جا تهران بدم نصف همینم ازم نمی گیرنعصبانیخودش گیر داده بود نیا سمینار ارائه بده خدم بهت نمره می دم حالا دبه در اورده میگه باید بیای ارائه از  دانشگاه گیر دادنکلافهکلافه

منم بهش گفتم من دارم میرم مکه نیستم[تصویر: 212919_4chsmu1.gif] وا رفت بدبخت!!Cool  فکر میکرد من بهمن دفاع میکنم شرم کم میشه ولی نه خبر نداره من حالا حالا ها شرم ادامه دارد [تصویر: 176719_47b20s0.gif]

میگم من ترم بعد رو تمدید میکنم میشه اردیبهشت بیام دفاع؟؟! میگه مهم نیست دیگه اردیبهشت هر وقت بیای!!!.:laughing::laughing:.:laughing::laughing:

باید یه اسلاید و کلی داکیومنت آماده کنم بفرستم براش اگه نمره مو کم بده پوستشو می کنم تقصیر خودش بود دیگه خودش گفت نیا من نمره تو میدمقهر 

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٥ ] [ ۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

همین الان ایمیل کردم ایده مو واسه استاد:embarrased::embarrased:  

عجب ایده خفی هم شد. البته یه جور بهینه سازی یه ایمیل 2013 پیدا کردم که یه روشو با یه روش دیگه ترکیب کرده بود برای یه حالتی منم اونو برای یه حالت دیگه با ACK بهینه اش کردم! چه شود:laughing:

امیدوارم قبول کنه. ای خدایا خودت کمک کن به یه ایده درست حسابی برسم پایان نامه مو زود شروع کنم. اگه خدا بخواد میخوام قبل رفتن به مکه خرکی روی پایان نامه ام کار کنم تموم بشه:laughing: تصمیم گرفتم نزارم کاری واسه سال بعد بمونه که سال بعد کارمو ادامه بدم.زندگی خرج داره همسری گناه داره دست تنها :angel2: 

از یه طرف دلم میخواد سمبلش کنم از یه طرفم دلم میسوزه اعتراف میکنم بزرگترین آرزوی زندگیم اینه که دکتری تو کانادا بخونم ای خدا یعنی میشهCrying

دعا کنید ایده مو قبول کنه. دیگه هیچی به ذهنم نمیرسه.Crying

عجیب دارم ضعف میکنم نمی دونستم ایده دادن انقدر انرژی می بره:laughing: مامان یه دونه کباب برام آورده برم زود بخورم.

امروز مامان و خاله رفتن برام لباس احرام و چادر و اینا خریدن. خیلی حس محشری داشتم وقتی پوشیدمشون البته عین دخترای به سن تکلیف رسیده شده بود دست صورت شستهHuh خیلی احساس ارامش میکنم وقتی فکر میکنم میرم مکه. سرنمازمم توجهم بیشتر شده.

مامانی هم نشسته هی رو تشکی می دوزه خسته شد این جهیزیه هم دردسر شده.

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ ] [ ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

پدر مادر همسری گفتن 3.5 کمکمون میکنن واسه رفتن به مکه.

دستشون درد نکنه خیلی ماهنلبخند

اصلا حوصله کار کردن روی پایان نامه مو ندارم. مامان اینا رفتن تهران تنهام تو خونه همش توی سایت های چرت و پرت میرم که درس نخونم کلافه ام. متنفرم از هر چی پایان نامه است متنفرم متنفرمعصبانی

[ ۱۳٩٢/۱٠/٦ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

دیروز صدای زنگ اس که اومد گفتم حتما همسریه دیدم شاخ در اوردمSurprised استاد راهنمای پایان نامه جناب دکتر غ!!

استاد من خیلی تنبله این کارا ازش بعیدهTounge

نوشته بود: لطفا سریعا حضوری گزارش پیشرفت کار پروژه تونو بدید.حتما اینجوری هم بوده[تصویر: 63izs7n.gif] 

من یه خط هم تا حالاننوشتم واسش اس دادم چشم استاد!3 (12)

میگم واسه اینکه دست خالی نباشم پیشرفت هامو توی نوعروس بنویسم تعداد پستام بالای 100 شده قابلمه و اتو ... مو انتخاب کردم3 (12)3 (12)3 (12)3 (12)

همسری میخنده بهم!Huh از ترسم سراغ پایان نامه ام نمیرم همش میرم اعتراف می کنم!

[ ۱۳٩٢/٩/٢ ] [ ٩:٢٢ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

یعنی عاشق هر چی استاد تنبلمخنده

پروپزالمو تو سایت پایان نامه ثبت کردم و با توجه به شناختی که از استاد داشتم فکر کردم حالا باید یه ماه هم دنبالش بدوام که تاییدش کنه همون روز تایید کرد مدیرگروهم که خودشه سریع تایید کرد و یه بنده خدایی هم بدون اینکه روحش خبر دار باشه کردمش استاد مشاور یکچشمک شمارشو پیدا نکردم رفتم ایمیل زدم برو تاییدش کننیشخند

دیروز زنگ زدم به استادمیگم استاد نتیجه بررسی گروه چی شد کی بیام ارائه بدم و دفاع کنم از پروپزالم میگه سرت شلوغه؟ میگم اره شاغلم میگه پس چون سرت شلوغه نیاتعجب خودم نمره تو میدم فقط به شرطی که بهمن دفاع کنی ها دیگه کشش ندی به ترم بعد. خدایی عاشق همچین استاد های فهمید هاییم من!!!!

همچین حال کردم. باید بشینم رو پایان نامه ام امروزم  کارخونه رو پیچوندم نرفتم حسش نیست.

مامان میگه بریم تهران گن بخریم حال ندارم امروز احتمالا میرم ارایشگاه مدیا عروس ببینم فردا فیدار. جوجه دیروز از قزوین برگشت واسه عروسی من یه پیرهن فوق العاده شیک خریده یعنی دیدم کف کردم از جوجه بعیده اخه عاشق لباس های زرقی زورقیهمژه

لباس به اون ماهی رو میگه برم روش بدم سنگ بدوزن میگه بیا منو خفه کنتعجب مامان و جوجه لباس عروسمو دوست ندارن میگن خیلی ساده است ببر بده بیرون روش سنگ دوزی کننناراحت ولی من لباس دوست ندارم کار شده باشه. منو  همسری لباس ساده دوست داریم آخه.

مامان گیر داده 3 فروردین حنابندون بگیرم دل خجسته ایی داره ها حنابندون میخوام چی کار اخهخنده

[ ۱۳٩٢/٧/۱۸ ] [ ٩:۳٦ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]

بالاخره استاد افتخار داد و یه نگا به سمینار ما کرد و گفت زنگ بزنم:happy:

موضوش گفت خوبه یه خرده متنشو ویرایش کن بعد برو توی سایت دانشگاه آپلودش کن که توی جلسه شنبه بررسیش کنیم.

منم چون توی موضوم نوشته بودم ارائه روشی جدید... هیچ ایده ایی هم نداشتم خیلی می ترسیدم:crying: بهش گفتم آخه من ایده ندارم گفت یه چیز تاپ مال تز دکتری است کارشناسی ارشد در حد بهبود باشه کافیه منم زودی هی پیچوندم آخرش موضومو کردم بهبود روش ... اونم قبول کرد:embarrased:

گفت بشنیم مستندات آماده کنم در 4 فصل کی حالشو داره آخه:huh2: آخر مهر باید برم برای دفاع از سمینارم. اگه روزی باشه که همسری اینجاست با ماشین خودمون می ریم خیلی هم حال می ده:lub:

[ ۱۳٩٢/٧/۱۱ ] [ ٩:٤۱ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز زنگ زدم به اون زنیکه بد اخلاق بد اخلاقه بداخلاق تو آموزش دانشگاه پایان نامه مو تمدید کرد برام. ترسیدم مجبور شم برم تبریز.

زنگ زدم می گه F2 بزن!!تعجب پایان نامه خودش برداشته می شه!!!تعجب خانم صفحه مانیتور خودشو نگاه می کنه به من میگه F2 بزن!

بازم یادم رفت صفحات سمینارمو پرینت کنم.یه کم مقاله پیدا کردم واسه سمینار بعدش تنبلی.

[ ۱۳٩٢/٦/۱۸ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

نمی دونم همه مثل منن یا فقط من اینجورم یه کار بزرگ که داشته باشم هی فرار می کنم ازش هی سر خودمو با چیزای مزخرف گرم می کنم! سمینارمو ندادم هنوزگریه هر روز می شینم پای سیستم مثلا کار کنم ولی همش وقت تلف می کنم نمی دونم چی کار کنمناراحت

همسری بدجور کلافه می شه من رو سمینارم کار نمی کنم همش بهم اس می ده زنگ می زنه دعوا می کنه تشویق می کنه ... ولی خبر نداره من تنبل تر از این حرفامنیشخند

همین الان چشم افتاد به کانون آشپزی پرشین بلاگ!! این دیگه چیه؟!!! به درد من می خوره حسابی! همسری همش می گه کدبانوی خونه منتعجب خبر نداره من یه شلخته ایم که لنگه ندارمنیشخند

برم یکی بزنم توی سر خودم یکی توی سر سمینارم ببینم کی برنده می شه!!!

[ ۱۳٩٢/٦/٢ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

از امروز رسما پروپوزال ارشدم رو شروع می کنم!

[ ۱۳٩٢/٥/٢٥ ] [ ٩:٠٤ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]

راستی یادم رفت بگم ریاضی 18 شدم!

[ ۱۳٩٢/٤/٥ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]

دیروز امتحان ریاضی رو دادم رسما گند زدمناراحت به قول یکی از بچه ها جزوه رو فول فول هم باشی می ری سره امتحان فکر میکنی المپیاد اومدی!

سوال ها زیاد سخت و وقتم کم بود خیلی. معدلم خراب شدگریه

صبح برگشتم کرج. الانم رفتم یه دوش گرفتم و تو فکر پر کردن وقتمم! شنبه می رم کلاس زبان ثبت نام کنم و برم سالن تنیس ببینم آموزشم دارن یا نه.

این مدادگلی هم نشسته اینجا داره عربی می خونه فردا اخرین امتحانشه.

عاشق شدم! جدیدا عاشق بستنی یخی های لواشکی ، زرشک و البالو و الو جنگلی شدم! لامصبا خیلی خوشمزه و باحالن یه دفعه دمای بدن ادمو 10 درجه می یارن پایین! خیلی باحاله امتحان کنید من که روزی حداقل سه تا می خورملبخند

[ ۱۳٩٢/۳/۱٧ ] [ ٦:٠٤ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز استاد نمره های درس شبیه سازی رو دارد. 19 گرفتممژه مژه.

مرسی مرسی می دونم خیلی زرنگم! پنج شنبه امتحان ریاضیات مهندسی پیشرفته دارم روشم باز نکردم ببینم چه خبره. انقدر دست دست کردم امشب ماشین گیرم نیومد برم خونه مجبور شدم فردا شب برم.

معدلم جم نخورد همون 18.96 مونده من باید با 19 ارشد بگیرمگریه

اصلا حتی به استاد زنگ  نزدم که سمینارمو چی کار کنم خیلی بی خیال شدم اه اه حالم به هم خورد از تنبلی خودم. مثلا خیر سرم این ترم پایان نامه برداشتم.

[ ۱۳٩٢/۳/۱۳ ] [ ٧:۳٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز بالاخره سیستم مطمئن نمره ها رو داد و شدم 19.5. خیلی حالم گرفته شد.ناراحت فقط اگه 20 میشدم معدلم 19 می موند. حیف شد.

همش تقصیر اون خروس بی محل احمق بی شعور شد که انقدر ذهنم رو دگیر کرد که رفتم امتحان ارزیابی شدم 18 و گند زدم به معدلم. دلم می خواد هر چی فحش از دهنم در میاد زنگ بزنم بارش کنم ولی حیف که حتی لیافت فحشم نداره نادانعصبانی

شرکت دیگه داره خیلی خسته کننده شده این دو روزم بگذره تموم میشه امروز گفتم تسویه مو در بیار همچین برخورد می کنن انگار ارث باباشونه خوب پول خودمه 2 ساله نگه داشتید کلی ارزش پولمو آوردن پایین حالا ولشون کنی یه دستم کتکم مونده بزنن!!!

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٦ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

یه مدت جور نمی شد بیام بنویسم تا امروز که روز 22 انقلاب شکوهمند بهمن ....

امتحان ارزیابی 18 شدم و امتحان ریاضی رو حذف کردم نرفتم همه گریه می کردن روز امتحان ولی نمره ها رو که داده 20 هم داشتن اونم توی ریاضیات پیشرفته در مهندسی ارشدتعجب کلی سوختم دوباره این ترم همون ریاضی رو برداشتم و شبیه سازی.

الان دارم نگاه می کنم فقط یه نفر این ترم ریاضی برداشته اونم منم!! فقط منو استاد با هم خواهیم بود خیلی هم رابطه مون خوبه بعد اون دعوا و دلخوری ترم قبلچشمک

طوری درس برداشتم که اگه احیانا این کارخونه آدم الاف کن جواب دادن بتونم راحت برم و مشکلی نباشه.

جوجه تیغی هم که دیگه سر کار نمی ره رفته خونه مامان اینا منم مثلا تنهام خیر سرم!!

واقعا بنی بشر آدم بشو نیست عوض اینکه سنم می ره بالا عقلم بزرگ شه بدتر گندهایی که تو زندگیم می زنم بزرگتر می شه.

همه بلاتکلیفن تا وضعیت من مشخص شه همچین آدم مهمی هستم مننیشخند

پریروز با خانواده رفتیم آستارا آی که چه حالی داد کلی خرید کردم انقدر شلوار خریدم دونه ایی 6000 تومننیشخند اینجا ارزان سراهاش 19 کمتر نمی دن.

پروژه سیستم مطمئن رو هنوز شروع هم نکردم خاک تو سرماسترسلامصب خیلی سخته و چرته می گم با مطلب شبیه سازی کم من که تو دو روز چیزی نمی خوام یاد بگیرم چون 3 روزم دارم می رم ماموریت هنوز تست هم نکردم ناراحت

خدارو شکر بعد اومدن آقای گ کلی جو شرکت باحال شده کلی می خندیم دیروز می گه من خودم زدم به اسکولی اومدن اطلاعات جمع کنم!!!تعجب هر کی نفهمه فک می کنه ما تو چه سازمان خفنی داریم کار می کنیم با کارای سری.

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٢ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]

دیروز امتحان ارزیابی رو گند زدمناراحت سوال ها کپ جزوه بود بدون کوچکترین تغییر ولی من احمق نتونستم بنویسم از خودم حرصم می گیره.

استاد امروز نمره ها رو گفته که می زنه تو سایت. فردا امتحان ریاضی دارم ولی نمی خوام برم ترم بعد دوباره همین ریاضی رو برمی دارم می خونم.

بشینم سیستم مطمئن بخونم حداقل توی اون گند نزنم. 

دیروز رفتیم خونه واسه مامان تولد بگیرم جوجه تیغی هم یه کت دامن خیلی خوشگل خرید واسش ناراحت شد قهر کرد که یعنی من پیر شدمناراحت شانسو نگاه تو رو خدا!!

پدر اولتیماتوم داده که از سال آینده دیگه کسی یک کلمه هم فارسی تو خونه حرف نمی زنه و همه باید انگلیسی صحبت کنیم! امروزم کلی با پدر انگلیسی خوندیم و تمرین کردیم و پدر گفت نمی زارم بری که نمی زارم بری .

هلند بی هلندناراحت تقصیر مامانمه همش من می می دونم

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٠ ] [ ٥:۳٥ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

شبکه 19 شدم!! حالا هی بگید من خنگمنیشخند

به قول هاپو: خودت نفهمی!! من به اندازه یه توله سگ می فهمم!چشمک

اصلا ارزیابی کارایی نمی خونم نمی دونم چرا دست و دلم به درست نمی ره بازم فصل امتحانات شروع شد و شل بازی منم باهاش! تصمیم قطعی گرفتم ریاضی امتحانشو ندم

یکی است ماله یکی از شرکت های همکار بد پیله کرده می خوام از تجربیات شما در ضمینه مدیریت پروژه استفاده کنم !! بیا برو بابا دلت خوشه من خیلی زرنگ باشم می شینم درسمو می خونم عوض انتشار تجربه فعلا که سرکارش گذاشتمزبان

به کارخونه ام اصلا زنگ نزدم و پیگیر هم نشدم حتی.

مامی تا 4 اسفند بهم وقت داده شوهر کنم وگرنه می زارتم دم درناراحت آخه هی می گم بابا کسی نیست می گه همه رو با دستای خودت پروندی حالا برگردون منم می خوام یک اس بنویسم "با من ازدواج می کنید؟" کلا send all کنم واسه اد لیستم ببینم کی جواب می ده؟؟نیشخند

امان از دست این مادر ما. فکر کرده بنگاه شوهره.

[ ۱۳٩۱/۱۱/٥ ] [ ٩:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

فردا امتحان شبکه های پیشرفته کامپیوتری دارماسترساونوقت نشستم با فراق بال کلوپمو چک می کنم جزوه ام به نصف هم نرسیده!!!

لامصب چه درست خفنی بود ما خبر نداشتیم هر چی می خونی کش می یاد.

فردا می خوام یه خبر از کارخونه بگیرم چهارشنبه صاحابش از مسافرت خارج از کشور بالاخره برگشته!

به مامان گفتم من خیلی تنبلم می خوام خودمو بزارم دم درنیشخند دم به دقیقه زنگ می زنه که خودتو نزار تو رو خدا تا صبح خواب می بینم دم در سردت می شه!!!

یه کار خز دیگه هم کردم که نگم بهتره دوباره خودمو تو یه هچل انداختم که تازه راحت شده بودم حالا هی مجبورم ادای ترسوهای احساساتی رو بازی کنم که چی مثلا خب کی چی مثلا

[ ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ ] [ ٦:٤٦ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

داره اولین برف زمستونی می باره... هوا فوق العاده سرد ولی زیباست اسمون قرمز.

درسته هیچوقت از برف خوشم نیومده ولی الان که رفتم از بالکن لباس هارو جمع کنم با اینکه برف می بارید روی بدنم تا مغز استخونم یخ می کرد ولی لذت بخش بود الان نشستم بغل بخاری فکر کنم دیگه ترک بخورمنیشخند

مخصوصا که استاد هم به خاطر هوای بد کلاس و تعطیل کرد همچین حال دادمژه

امروز روز مفیدی بود هم بالاخره بعد 4 ساعت تلاش یه اکانت رایگان sciencedirect گیر آوردمو مقاله هامو دانلود کردم و 3 تا مقاله ام به استاد فرستادم واسه تایید. مقاله های شبکه رو هم دانلود کردم حالا کی می خواد بشینه اینارو ترجمه کنه اسلاید کنه ایده بده یول که دو نمره خودشیرینی بگیره؟؟؟!!!! زبانمونم خوب نیست اه اه اه اینم شد زندگی؟!خمیازه تازه ارشد و که تموم کنم می خوام برم دنبال مدرک زبان حالا به چه دردم بعدش می خوره ؟؟!!!

ایمیل فرستادم اکانت بخرم جواب داده 60000 تومن آخه دانشجو جماعت این همه پولش کجا بود؟؟؟!!ناراحت توقع ها دارن ها!

[ ۱۳٩۱/٩/٢٥ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

حرصم می گیره از این شانسم هر هفته که نمی خوام برم ماموریت حتما جور می شه و به زورم شده باید برم این دفعه که من باید حتما سه شنبه چهارشنبه واسه مصاحبه کارخونه برم زدو ماموریت منو کنسل کرد.عصبانی

فردا می رم دانشگاه نمی دونم با این استاد سیستم عامل چی کار کنم نمره کامل رو بهم داده به این شرط که مقاله مو کامل کنم بچه ها می گن دورش بزنچشمک ولی بی انصافیه. فردا بعد کلاس ریاضی برم پیشش ببینم چی می شهناراحت

دیروز سر کلاس سیستم مطمئن همش از آمار و احتمال و توزیع پوآسون و نرمال و ... 

اینا گفت بدبخت من این ترم کل درسام انگار با ریاضی فامیل در اومدن!

درس ارزیابی کارایی هم یکیه عین همینا پر محاسبات .

مثلا خواستم زرنگی کنم درسای آسون بردارم افتادم توی منجلاب ریاضی

کلافه

انگار مثل سیتسم عامل ترم پیش این ترم هم تو چشم استاد شبکه هستم

 دیروز دیر رسیدم به کلاس تا رسیدم می گه خانمی که تازه اومده جواب بده..

زودتر از استاد جواب می دم می گه معلومه این خانم عملی شبکه کار کرده...

6 واحدم درس دارم باهاش

[ ۱۳٩۱/٧/۱٦ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

حرصم می گیره از این شانسم هر هفته که نمی خوام برم ماموریت حتما جور می شه و به زورم شده باید برم این دفعه که من باید حتما سه شنبه چهارشنبه واسه مصاحبه کارخونه برم زدو ماموریت منو کنسل کرد.عصبانی

فردا می رم دانشگاه نمی دونم با این استاد سیستم عامل چی کار کنم نمره کامل رو بهم داده به این شرط که مقاله مو کامل کنم بچه ها می گن دورش بزنچشمک ولی بی انصافیه. فردا بعد کلاس ریاضی برم پیشش ببینم چی می شهناراحت

دیروز سر کلاس سیستم مطمئن همش از آمار و احتمال و توزیع پوآسون و نرمال و ... 

اینا گفت بدبخت من این ترم کل درسام انگار با ریاضی فامیل در اومدن!

درس ارزیابی کارایی هم یکیه عین همینا پر محاسبات .

مثلا خواستم زرنگی کنم درسای آسون بردارم افتادم توی منجلاب ریاضی

کلافه

انگار مثل سیتسم عامل ترم پیش این ترم هم تو چشم استاد شبکه هستم

 دیروز دیر رسیدم به کلاس تا رسیدم می گه خانمی که تازه اومده جواب بده..

زودتر از استاد جواب می دم می گه معلومه این خانم عملی شبکه کار کرده...

6 واحدم درس دارم باهاش

[ ۱۳٩۱/٧/۱٦ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

بالاخره استاد آخرین نمره ام رو هم رد کرد 19. و معدلم شد 19.08.

پدر می گه آخه زشته ما توی درو همسایه آبرو داریم آخه تو ارشد که دیگه 19 نمی شن فوقش 16!لبخند

جالبش اینجاست که ماموریت بودم و اصلا واسه تحویل پروژه نرفتم ساعت 12 تازه فهمیدم 12.30 تحویل هست و منم تهرانمنگران

فرداش استاد ایمیل زده بود شماره داده بود بهممتفکر که بهم زنگ بزن. زنگ که زدم گفت بالاترین نمره رو بهت می دم به شرطی که بیای هفته بعد بیای و این مقاله تو تکمیل کنی آخه موضوش خیلی خوبه و حتما یه جای خوب accept می شهیول کلی هم دروغ بافتیم به هم! ولی خدا رو شکر به خیر گذشت.مژه

[ ۱۳٩۱/٧/٢ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز با جوجه تیغی رفتیم نمایشگاه بین المللی و واسه اول مهر یه دوبسته کاغذ و 5 تا خودکارو یه مداد و یه جامدادی خوشگل لاک پشتی خریدم اسمشو گذاشتم لاکی خیلی خیلی نازه .الانم توی بغلم خوابیده خیلی دوستش دارم شبم می خوام باهاش کلی دردل کنممژه

هنوزم مثل بچه های اول ابتدایی وقتی دفتر کتاب می خرم انقدر ذوق می کنم که حد نداره انگار دنیا مال منهلبخند

امروز انتخاب واحد بود این ملت چقدر زبل شدن در فاصله 8 تا 8.15 همه واحد ها فول شدتعجب باز خدا پدر این دوست جون رو بیامرزه که شماره استاد رو داد گفت زنگ بزن ظرفیت ایجاد کنه. دستش درد نکنه اونم هر دو درسی که من نیاز داشتم رو حداقل 9 تا باز کرد منم انتخاب واحد کردم. ولی چقدر حرص خوردم و ترسیدم نکنه تو این شهر موندگار شم به خاطر 2 واحد.

شهریه ام 1920000 شد!آخ هر چی درامد دارم می ریزیم تو جیب دانشگاه آزاد.

[ ۱۳٩۱/٦/۱۸ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

تا امروز سابقه نداشته من برم خرید ولی مانتو نخرم!!! نمی دونم مانتو ها خیلی بی ریخت شدن یا من خیلی مشکل پسندمتفکر

هیچ کاری واسه  پروژه ام نکردمنگران یه ماه دیگه ام تحویله. خیر سرم مقاله هم می خوام بدم.

آخه یکی نیست بگه قبل اینکه واحد برداری خب یه سوال کن ببین استادش گیره یا نه!

این همسایه ام امروز عروسیشه خفه کردن مارو با این ناری ناریشون! وسطشم هی صلوات می فرستن. نه به اون چیغ و داد نه به این از ته دل صلوات!

یه مدت بود تو شرکت حوصله کار کردن نداشتم همش می خوابیدم با چشمهایی بازعینک ولی از امرو حالم بهتر بود و بعد مدت ها کار مفید کردم!!!!

[ ۱۳٩۱/٤/٢٧ ] [ ۸:٥٢ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

بیشتر از یک ماهه که نیومدم و هیچ مطلبی نذاشتم.

توی این یک ماه اسباب کشی کردیم خونه جدید. خونه خیلی کوچیکو نقلیه دست جوجه تیغی درد نکنه خیلی تمیز از آب درآوردتش.

امتحانامو تموم کردم و تا این لحظه معدم 19.12 هست به قول یکی از همکارا خجالت بکش مگه بچه ابتدایی هستی معدلت 19 می شه ارشد و چه به معدل 19!!! ولی خدایی استاده خیلی باحال بود من که شاخ در آوردم نمره امو دیدم! اندر مزایای پایان نامه ارشد!!نیشخند

تا دیروز به علت فیبرنوری بودن کابل تلفن اینترنت نداشتیم که بعد یک ماه دوندگی بالاخره وصل شد.

یه مدت خیلی عصبی و (بی ادب) شدم اصلا کنترل اعصابمو ندارم... یکی نیست بگه آخه به تو چه ربطی دارهناراحت 

دیروز رفتم یکسری کامل وسایل نقاشی خریدم و از دیروز یه تابلو جدید رو شروع کردم.لبخند

یه هفته است توی شرکت کار نمی کنم و فقط از سر کارا رو باز می کنم همین روزاست اخراجم کننزبان

خواهر شوهر یکی از همکارا بورسیه دکتری گرفته رفته آمریکا با 36 سال سن بدون هیچ سابقه کار با معدل پایین!! خیلی به خودم امیدوار شدم و یه انگیزه مجدد

[ ۱۳٩۱/٤/٢۳ ] [ ۸:٢۳ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز ارائه داشتم درس حفاظت داده ها. 

ارائه خوبی بود ولی حس می کنم به اندازه 1 هفته کامل زحمت و تا دیر وقت کار کردنم جواب نگرفتم.متفکر

آقای نگارش هم امروز خودش جیم زده بود نیومده بود آخه خودشم ارائه داشت امروز می خواستیم تلافی در بیاریمنیشخند

شانس خوب که می گن مال منه اون همه الگوریتم ها رو run کردم توی خونه کار کرد همین که اونجا اومدم اجرا کنم خطا می داد ویندوز ساپورت نمی کنه!!! آخه یکی نیست به این ویندوز بگه خب تو خونه ساپورت نکن حالا باید جلوی عالم و آدم ضایمون کنیناراحت

تاریخم زدم اردیبهشت آخه الان اردیبهشته؟؟؟

کلاسای شنبه تموم شد از هفته بعد دیگه نمی ریم لبخند

[ ۱۳٩۱/۳/٦ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز بالاخره از بانک خبر دادن که وام تایید شدلبخند 

از فردا باید دنبال کارای نقاشی و خرید لوازم باشیم . پدر با صاحبخونه ام صحبت کرده که ما تخلیه می کنیم اونم گفته هیچ مشکلی نیست پول پیشتونم آماده است! فکر کنم خیلی هم خوشحال می شن ما زودتر بریمنیشخند

از 30 خرداد امتحانام شروع می شه هیچی نخوندماسترس توی این اوضا اسباب کشی هم می شه قوز بالا قوز

امروز تو شرکت رسما داشت مغزم منفجر می شد انقدر که با تلفن حرف زدم انگار کل ایران امروز به مشکل برخورده بودنابله

امروز دیگه تصمیم گرفتم روی پروژه مسخره این سیستم عامل کار کنم آدم از هر چی بدش می یاد با کله باید بره تو  شکمش!!! آخه من نمی فهمم تخمین هزینه مدیریت پروژه چه ربطی به cloud داره آخهمتفکر

[ ۱۳٩۱/٢/٢٤ ] [ ٧:٥٠ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

از روز چهارشنبه به این ور خیلی اوضاع روحیم بهتره یعنی عالیهلبخند

درسته خیلی اشتباه وحشتناکی کردم و دونسته این کارو کردم ولی خوشحالم چون این کار باعث شد که به خودم بیام. در حالی که انتظار داشتم که به خاطر فشار روحی افسرده تر بشم ولی برعکس خیلی بهترم.

من همیشه سعی می کردم مقابله کنم و یا یه نفرت ایجاد کنم در حالی که این کار اصلا امکان پذیر نیست چون مشکل ذاتیه! پس باهاش کنار اومدم . واقعا همشه نباید جنگید خیلی وقت ها کنار اومدن خیلی بهتره. حالا برام این مسئله بی ارزش گوشه زندگیم افتاده و همین خیلی آرومم می کنه....

واقعا راسته که می گن از هر چی می ترسی با کله باید بری توی شکمش.حالا که با کله رفتم تو شکم درسا خیلی خیلی آرامش بیشتری دارمنیشخند

کیبورد En رو هم تموم کردم حالا مونده افزایش سرعت.

امروز Account ام رو از متخصصان حذف کردم.مژه

[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز 2 تا تصمیم کبری گرفتم اول اینکه روزی 3 ساعت درس بخونم و روی پروژه هام کار کنم و عقب موندگی هامو از اول ترم جبران کنم. عینک

2 مقاله توپ از این موضوعات سیستم عامل پیشرفته در می یاد حیف که استادش خیلی شوته . خیلی هم به من امیدوارهابرو  همش پیگره من مقاله هامو به کجا رسوندم و بهم پیشنهاد موضوع جدید می ده.تعجب خبر نداره که که من خوشحال تر از این حرفام

فردا صبح با پرواز 6 باید برم ماموریت تهران. 

جوجه تیغی پنج شنبه می ره عمل لیزر.

پنج شنبه با الهام قرار گذاشتیم سر یه پروژه جدید بریم با مدیر عاملشون صحبت کنم.

من وقت واسه سر خاروندن ندارم اونوقت پروژه خارج از شرکت هم می گیرمقهر واقعا که خیلی دل خجسته ایی دارم. 

[ ۱۳٩۱/٢/٤ ] [ ٩:٤٥ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

وقتی ارشد قبول نشده بودم فکر می کردم قبول شم دیگه هیچ آرزویی ندارم آخره خوشبختیه ولی حالا می بینم نه آدم هر چی جلوتر می ره تازه می بینه که هیچی راضیش نمی کنه و همون سخن معروف که وقتی به چیزی می رسی تازه می بینی که  آرزوش قشنگ تر از داشتنشه"خیال باطل

درس ها خیلی سخته و هم پروژه و مقاله و هزار تا خورده فرمایش دارن  نمی دونم واقعا وقت ندارم یا تنبلی می کنم. باید برم کلی تمرینای معماری پیشرفته کامپیوتری رو حل کنم اسلایدهای کتاب پترسون رو آماده کنم ای خداگریه امروز از دانشگاه خودکار قهوه ایی، زرد، نارنجی،سبز، قرمز، آبی و مشکی خریدم این مدار ها رو بکشم ببنم دست از سر ما بر می داره این استاد دیوانه!نگران

عقد این دختر عمو جان هم موند واسه دو ماه دیگه بی خودی رفتم لباس خریدم توی اون بارون به خودم ضرر زدم.ناراحت

هنوز خونه نخریدیم تا می ریم پای معامله طرف دبه در میاره . این خانم ستاری هم شده ستاره سهیل هیچوقت نیست که بریم خونشو ببینیم. یه روز می گن یه پیرزن تنهاست فرداش یه زن شاغل می شه پس فرداش می ره خونه مادرشوهرش کلافه ما که سر در نیاوردیم این چه جونوریه.

[ ۱۳٩۱/٢/٢ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

اصلا فکر نمی کردم یه روز از این کلاس معماری پیشرفته و این استاد خوشم بیاد ولی امروز خیلی باحال بود و کلا نظرم نسبت به استاد و این درس عوض شد. تمرینامو که تمیز و خط کشی شده با 5-6 رنگ خودکار انجام داده بودم کلی تعریف کرد و نمره کامل 2 رو بهم داد. تصمیم کبری گرفتم این درس رو بشینم درست و حسابی بخونممژه

ولی کلی خندیدیم امروز همش تمرینای بچه ها و مدار الکتریکی هایی که کشیده بودن رو مسخره می کرد  سیم هایی که از Alu در اومده بود و معلوم نبود به کجا وصلن ... و حسابی خندیدیمنیشخند 

یه پسره یه هو در کلاس و وا کرد اومد تو که کلاس شیوه ارائه است؟ جلسه اولی بود که از اول ترم می یومد نه استاد و می شناخت نه همکلاسی هاشو بعد برگه انتخاب واحدشو که در آورد معلوم شد اصلا استاد شیوه ارائه زنه!!!تعجب اونوقت این پا شده اومده نشسته کلاس مالبخند

از صبح نمی دونم چرا استاد ف. ح همش توی نظرم بود و امروز تو دانشگاه دیدمش طبقه 4 روبروی کلاس 103. یه سلام علیک مختصر . حسابی دانشجوهاش دوره اش کرده بودند ولی ....

بعضی موقع پشیمون می شم چرا وقتی بهم پیشنهاد داد رد کردم. نمی دونم شایدم بهترین کارو کردم.

[ ۱۳٩۱/۱/٢٠ ] [ ٩:٢٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروز اولین روز دانشگاه در سال 91 بود.

استاد وقت شناس نیم ساعت دیر کرد مام پاشدیم مثلا زرنگ شدیم کلاس رو ترک کردیم که تشکیل نشه خیر سرمون عین اوسکولا وایستادیم تو سالن خب یکی نیست بگه آخه باهوش های روزگار حداقل جایی وایستید جلوی دید نباشید . استاد اومد و ما رو تو سالن دید و به کلاس دعوتمون کرد!ناراحت

ولی چقدر حال می ده که هوا گرم شده و دیر تاریک می شه الان زمستون بود ساعت 8 مگه می شد از اون کوه اومد پایین!

[ ۱۳٩۱/۱/۱٩ ] [ ٩:٤٩ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

وقتی داشتم کتاب معرفی می کردم واسه ارائه ، یکی نبود به من بگه آخه خوشحال اول نگاه کن ببین این کتاب چند صفحه است نه اصلا ببین صفحه اولشو می تونی درست حسابی بخونی و بفمی بعد خوشحال خوشحال برو به استاد اعلام کن اخه جو گیرعصبانی

 580 صفحه کتاب لاتین درباره الگوریتم ها و معماری سیستم های موازیهیپنوتیزم

که هر فصلشم باید یک اسلاید بشه جهت ارائه در کلاس. 60 فصله کلافه

2 روزه دارم تلاش می کنم مقدمه شو ترجمه کنم اصلا ببینم موضوش چیه هنوز که موفق نشدمناراحت

[ ۱۳٩۱/۱/۱٤ ] [ ٧:٤٢ ‎ب.ظ ] [ سیزده بدر ]

امروزو خیر سرم برنامه ریزی کرده بودم بشینم معماری پیشرفته کامپیوتری بخونم اونم درس اون استاد دیوانه رو با اون تمرین تحویل گرفتن مسخره اش!!!! فکر می کنه ما بچه مدرسه ایی هستیم یکی نیست بگه بابا ما خیر سرمون ارشد می خونیم آخه نباید مشق بنویسم توی این سن کهکلافه

و چون من همیشه بچه فعالی هستم و به دنبال راهی برای فرار از درس، گفتم چی کار کنم سرم گرم شه درسم بمونه صلاح دیدم یه وبلاگ ایجاد کنم بشینم خاطره نویسی کنم!!!نیشخند

و بعد آخر شب هی حسرت بخورم که روزم از دست رفت من درس نخوندم!

حالا برم توی اینترنت بگردم ببینم می تونم یک Alu 8 بیتی پیدا کنم یا نه.

[ ۱۳٩۱/۱/۱۳ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ] [ سیزده بدر ]
درباره وبلاگ

بعد از حذف 2 سال از پست هام و خاطراتم توسط پرشین بلاگ بدون هیچ اطلاعی و اینکه بعد 2 ماه پیگیری پشتیبانیشون اصلا جوابگو نیست و حتی حاضر نیستند یک پشتیبان از داده ها بهم بدن کلا آدرس وبلاگ رو تغییر دادم به: http://sargozashtman.blogspot.com/ لطفا به وبلاگ جدیدم سر بزنید. ممنون. کاش هیچوقت هیچوقت هیچوقت به یک سرویس دهنده ایرانی اعتماد نمیکردم.
آمار و امکانات وب