خرید

دیروز رفتیم برای تولد مادر همسری دستکش چرم خریدیملبخند مثل دستکشه خودمه خوشگله.

ولی توی این مملکت آدم میره خرید فقط اعصابش له میشه. مرکز خرید میسازم به چه گندی یه پارکینگ درست و حسابی براش نمیسازن. یه مرکز خرید 3-4 طبقه ایی میسازن با 50 تا پارکینگ!!!عصبانی دیروز که اصلا جای پارک هیج گیر نیاوردیم تا بالاخره رفتیم الماس شرق. دیروز انقدر خسته کننده بود که تا شام خوردم از ساعت 9 گرفتم خوابیدم و الان بسیار وجدان درد دارمناراحت

مامان اینا شاید طلسم رو بشکنن و این ماه بیان بالاخرهلبخند

 منتظر یه اتفاق خوبم این روزا...

/ 1 نظر / 26 بازدید
همسری

چه عجب وبلاگت رو به روز کردی گل گلیه من از طرف همه هوادارای این وبلاگ : لطفا زود زود به روزش کن هر کی موافقه لایک کنه لطفا[ماچ]