آرتروز گردن من!

دیروز یه خرده این کتفم درد میکرد حتی یه روز بهش مهلت ندادم و مثل بچه خوب عصرش که همسری وقت دکتر داشت منم باهاش رفتم و الکی آرتروز گردن مشکوک به دیسک رو بندمون کرد!!تعجب یه MRI الکی هم مجبورم برم! الان کاملا حالم خوبه و اصلا درد ندارم حتی وقتی دستمو به شدت تکون میدم واسه یه بد خوابیدن ساده چقدر دردسر درست کردم واسه خودم!!ناراحت

از پروژه های آرپارتمانی اداره هم خبر دادن که بیاید و مدارک بدید و مبلغ رو.

الان خواب میدیم یه خونه خیلی داغون خریدیم دو تا دستشویی داشت یه خونه 60 متری! در دستشویی به خیابون باز میشد و جوی آب سنگ توالت بودتعجبناراحتعصبانی منم که حساس به این مقوله!! حالا با اون وضع داغون مهمون هم داشتم!نیشخند دفعه قبلم که سوئیت کارگری افغانی ها رو 240 میلیون خریده بودیم!!

این بار سوم هست که خواب میبینم خونه رو عوض کردیم و یه جای خیلی افتضاح رو خیلی گرون خریدیم خدا به خیر بگذرونهآخ

مادربزرگ 3 هفته ایی میشه رفته کرج. دیگه انگار قطعی شد که مامان اینا 22 بهمن بیان پیش مالبخندقلب

دیروز بعد 5 سال پشت فرمون نشستم و از دکتر برگشتیم خونه! همش کلاج و ترمز و قاطی میکردمخنده همسری هی میگفت سرعت رو کم کن من کلاج میگرفتم!!  یه اعتراف من از میدون میترسمناراحت تو مشهد قانون جنگل توی میدون و رانندگی حکفرماست امروز همکارم میگفت توی مشهد همیشه حق تقدم با تو است مگه اینکه طرف مقابلت نیسان آبی باشهخنده همین الانش که همسری رانندگی میکنه به هر میدون میرسیم من شهادتین رو میخونم چه برسه خودم راننده باشم! 

حال این روزهای دوست جونی "توی دریای من بودی آغوش باز کن که میخواهد این قوی زیبا بمیرد..." دلم هم براش تنگیده خیلی و هم خیلی نگرانشم.

پاشم برم با یه طرح برنزی خونه رو تمیز کنم!

/ 0 نظر / 37 بازدید