و باز پاییز و باز سرما...

پاییز شروع شد و هوا داره روز به روز سردتر میشه و دوباره این سوال ذهن منو مشغول کرده که چرا ما مثل خرس های قطبی 6 ماه زمستون رو نمیخوابیم؟!!! واقعا چرا؟؟!!!متفکرمتفکر اعتراف میکنم از سرما متنفرم و اگه میتونستم کل پاییز زمستون رو از خونه خارج نمیشدم.زبان

بالاخره امروز طلسم شکست و مقاله ام رو شروع کردم البته به زبان فارسی فعلا مینوسیم بعد که استاد تایید کرد به انگلیسی ترجمه اش میکنم و برای یه ژورنال درست حسابی ارسالش کنم.

نتایج بانک گردشگری هنوز نیومده منم که چقدر برام مهمه و امیدوارمنیشخندنیشخند منه خوشحال از کل نمونه سوال ها فقط بخش سیاسی رو خونده بودم در حالی که سیاسی اصلا جز موارد امتحانی نبودهخنده

از تمام گروه های وایبری خانوادگی خودمو حذف کردم کلی کار وقت گیری بود همش پیام میومد از زندگی افتاده بودم الان خیلی ریلکس ترملبخند

دوباره شرایطی پیش اومد کدنویسی رو شروع کنم پرتال کارخونه ش رو شروع کردم و طبق قراری که اول با خودم گذاشتم حتی یک خط کد کپی نکردم و چیزهایی که قبلا نوشته بودم و کاملا یاد نگرفته بودم رو هم چندین بار مینوسیم تا کاملا یاد بگیرم البته سرعتم کند شده ولی خیلی بهتره چون اینجا مثل قبل فشار کاری زیادی ندارم و نباید با سرعت کارهارو تحویل بدم.

شروع کردم در مورد کوئری نویسی بهینه و نحوه نوشتن کوئری ها با سرعت و کارایی بالا تحقیق میکنم و برنامه نویسی موبایل رو هم به زودی شروع میکنم. 

قرارداد رو هم فعلا زبل خان ها نفرستادن.

/ 0 نظر / 14 بازدید