از عمر ندانم که چه باقی مانده است

گردون نگری ز قد فرسوده ی ماست

جیحون اثری ز اشک پالوده ی ماست

دوزخ شرری ز رنج بیهوده ی ماست

فردوس دمی ز وقت آسوده ی ماست

 

از من رمقی به سعی ساقی مانده است

وز صحبت خلق بی وفایی مانده است

از باده ی دوشین قدحی بیش نماند

از عمر ندانم که چه باقی مانده است

 

"عمر خیام"

/ 0 نظر / 243 بازدید