فصلی تازه در کباب!!

دیشب باز منو همسری رفتیم یه رستوران جدید! فصل تازه در کباب!!! فقط میتونم بگمسبز

منو همسری یه شانس بسیار جالبی که داریم هر وقت میریم یه جای جدید تنوع بدیم کلی حالمون گرفته میشه. من از ادویه های چینی و هندی و غذای تند بدم میاد. کباب ساده و ایرونیش حال میدهچشمک بازم صد رحمت به این یکی اون دفعه که یه جایی رفتیم کلی طول کشید بفهمم اون تیکه گوشتی که وسط بشقابه جوجه کبابه!!! انقدر که بدمزه و ادویه های مزخرف داشت! منی که عشق جوجه کبابم برای اولین بار توی زندگیم حس کردم که تا آخر عمر دیگه نمتونم لب به جوجه بزنم! ولی خدارو شکر رفع شدچشمک

از وقتی برگشتیم بوی بادمجون کبابی میدیم!!! اندازه دو قاشق بورانی بادمجون خوردیم مثلا!

برای دومین بار در تمام زندگیم در یک آزمون استخدامی شرکت کردم اولیش مال زمان کاردانی بود که شرکت گاز ازمون برگزار کرد انقدر شلوغ بود که انگار تظاهرات بود توی دانشگاه تبریز به اون بزرگی جای سوزن انداختن نبود! آخرشم مسئوله اومد گفت پاشید برگه هاتونو بدید وقت مارو نگیرید اونایی که قرار بود استخدام شن الان کارشونم شروع کردن اونوقت شما صبح جمعه مارو خراب کردید!!تعجبتعجب کلا جوجه تیغی میگه هر جایی که پول میگیرن دارن بودجه تامین میکنن و خبری از استخدام نیست و ما هم بر اساس این فلسفه هیچوقت آزمونی که  پول بخوان شرکت نکردیم!!!خنده

اما اینبار همسری خواست ازمون بانک گردشگری شرکت کنم. هنوزم معتقدم همه اینا  پارتی بازیه و از قبل استخدامیهاشون معلومه البته اگه استخدامی هم در کار باشه! هنوز شعبه راه نیافتاده آزمون برگزار میکنه میگه اگه شعبه راه انداختیم قبولی ها رو دعوت میکنیم!!تعجب خداییش خیلی ....عصبانی دلم میسوزه برای جوونهایی که با هزار امید و آرزو این همه سال درس خوندن مدرک گرفتن و میان توی این آزمون ها شرکت میکنن و اخرش...ناراحت

نمونه سوال هاشو 5200 شریکی با همکارم خریدیمنیشخند رفتم سایت دیگه دیدیم 1700 میفروشه کلی افسردگی گرفتمنیشخند

دیروز 40 پدربزرگم بود. خدا بیامرزتش. روحش شاد.ناراحت

/ 0 نظر / 23 بازدید