مامان اینا اومدن و رفتن

بالاخره 21 بهمن رسید و خانواده اومدن. قبلا فکر میکردم که کووووووو تا بهمن ولی خیلی زود اومد و خیلی زود تموم شد.

خیلی خیلی خوش گذشت ولی کوتاه بود. با مامان اینا شاندیز رفتیم شام رفتیم پدیده و آرامگاه فردوسی و ...

بالاخره مامان رو بردیم دیزی با گرمایش از کف. نیشخندفقط چون شبش مهمون داشتیم و تولد همسری بود باید زود برمیگشتیم. 

فعلا همین تا بعدا بیام تکمیلش کنمچشمک

/ 0 نظر / 16 بازدید