پیش به سوی تبریز پیش به سوی تسویه!

چند روز بود هی میومدم اینجا بنویسم ولی یا قطع بود یا خطا میداد یا انقدر کند بود که اعصاب آدم رو له میکردعصبانیخلاصه قسمت نمیشد.

پنجشنبه با همسری میریم به سمت تهران و از اونجا با پدر و مامان میریم تبریز. بالاخره گوش شیطون کر میخوام تسویه کنم!نیشخند انشا.. که بدون هیچ مشکلی همه کارام ردیف بشه.

مقاله ام که اکسپت شده بود برم ببینم میتونم 2 نمره اش رو بگیرم یا خودشونو مسخره میخوان بکن. اگه بازی دربیارن مجبورم همونجوری تسویه کنم و قیدشو بزنن چون دیگه حس این همه راهو رفتن نیستنگران

همسری امروز بالاخره شماره این دانشگاه معتبر بین المللی حسن بقال که من توش کارشناسی گرفته بودم رو پیدا کرد!! نیشخندزبانروایتی بود که میگفت دانشگاه تعطیل و تبدیل به دبیرستان شده!!

منم به سختی دانشگاه ارومیه رو گیر آوردم شماره اش رو. هم دانشنامه لیسانس و هم کاردانیم آماده است فقط باید موقت رو ببرم و تحویل بگیرمشون.

خیلی خوشحالم مامان و پدر هم میان خیلی خوش میگذره. مادربزرگ خونه تبریزشو تخلیه کردن به زودی اسباب کشی میکنه خونه جدید. قرار بود 26 بره که فعلا گویا عجله ایی نداره البته بهتر ما دقیقا می افتاد روز رسیدن ما و قاطی پاتی میشد!!

مامان با ما میاد مشهد تا بعدا پدر و جوجه تیغی بیان اینجا و با هم برگردن. باید پاشم خونه رو تمیز کنم لباسهارو بشورم چمدون رو ببندم و ... کلی کار دارم و اصلا حال ندارم!!ناراحت

/ 1 نظر / 34 بازدید
حرف آخر کنکور

سلام و سپاس مطالب بسیار خوبی دارید اگر اجازه بدید با ذکر منبع کپی کنم