شهریور ورق برمیگرده...

امروز جلسه شورای تحول داشتیم و من به عنوان نماینده انفورماتیک توی این جلسه حضور داشتم آخر جلسه یک کتاب به همه هدیه دادند "هفت عادت مردمان موثر"

هیچ چیز توی این دنیا بی حکمت نیست حتی اومدن این کتاب توی زندگی منمتفکر و حتی بودنم توی این جلسه...

یه مثال جالب رو هی تکرار میکرد که توی یه سازمانه بزرگی رفته بودیم که یه مشکل بزرگ داشت، نبود دستمال کاغذی در دستشویی هانیشخند!!! میگفت این کار یعنی به کارمندتون ارزش قائل نیستید و خیلی زشته مگه چقدر هزینه شه؟؟!!!  و ... هر بار که تکرار میکرد مدیر عامل ما قرمز میشد آخه این قضیه دقیقا مشکل بزرگ شرکت ما هم هستخنده

دیروز آقای ح زنگ زد که قرارداد رو آماده کردن و به زودی برام میفرستن تا به صورت ساعتی از 6.30 به بعد کارهاشونو ریموت انجام بدم. برای خود من خیلی خوب میشه اگه این کار جور بشه چون هم کارهای قبلیمو توسعه میدم هم برنامه نویسی از یادم نمیره و برای روحیه ام هم خوبه.

از سازمان فناوری ش به زد ام اس دادن که رزومه شما مورد تایید قرار نگرفت. ولی به من همچین اسی نیومده نمیدونم چون اس های تبلیغاتی رو غیر فعال کردم نیومد یا اینکه رزومه ام هنوز رد نشده و امیدی هست. ولی وقتی زد ام فهمید واسه من اس نیومده خیلی حالش گرفته شدآخ البته اون که پارتی داره.

پدر امروز توافق هارو کرده و کارشو از شنبه رسما شروع میکنه موفق باشی پدر عزیزم. خودش خیلی راضیه خوشبختانه.قلب تو این روزا فقط خبرهای خوب بهم میرسه خوشبختانه.

 شهریور ورق برمیگرده  شک ندارم...چشمک

/ 0 نظر / 20 بازدید